30آبان - اثاث کشی
سلام کلوچه من
پسرم بالاخره پنجشنبه 25آبان اثاث کشی کردیم و رفتیم خونه خودمون.
منتها فقط وسایلو بردیم دیگه از اون روز کار من و مامی و مهسا جون شده از ظهر میریم اونجا تا شب .جابجا کردن وسایلم که تمومی نداره.
الان تو خوابیدی از بس شیطونی کردی چه عجب برخلاف شبهای گذشته که تا یک بیدار بودی امشب ساعت 10:30 خوابت برد.
امروز داشتی لیموشیرین میخوردی بهت میگم داری چی میخوری میگی شیرین.
یکم لواشک گذاشتم دهنت و نگفتم که چیه داری میخوری.سریع خودت مزه مزش کردی و گفتی لواشت.
عاشق لواشکی.
دو سه روزه بزنم به تخته .چشمت نکنم عصرانه شیر و کیک میخوری.البته اندازه مورچه میخوری.اما بازم غنیمته.
امروز مامی رفت اراک و من و تو تنها شدیم.تو هم تنها که میشی.یکسره پشت سر منی و نمیذاری دست به سیاه و سفید بزنم.
امروز کنارت دراز کشیده بودم و تو در حال تماشای سی دی خاله ستاره بودی.که یهو برگشتی به عقب و شروع کردی به نق زدن.اخه فکر کرده بودی از کنارت رفتم.تا منو دیدی شاد و سرمست پشتتو کردی و شروع کردی به تماشای تلویزیون.منم صورتمو چسبوندم به لپ نازت و ریز ریز همش بوست میکردم.که دیدم اون قسمت از صورتت عرق کرده.سرمو بلند کردم که دیدم زل زدی تو چشمامو میگی بوس بوس.وای منو میگی هاج و واج موندم.وکلی بهت خندیدم دیگه اون موقع اونقدر بوست کردم که سیر شدم.اما تا یکساعت نمیذاشتی صورتمو بلند کنم.سریع میگفتی بوس بوس....
راستی پسرم اتاقتو کامل کردیم و خیلی خوشمل شد.دیروز عصر هم خودت تخت تو افتتاح کردی و یه خواب جانانه ای روش کردی.
اینم عکساش






اون عروسک تک شاخه سمت راستیه را خاله مهسا و عمو سعید وقتی ٨ ماهه بودی واست خریدن.خاله مهسا میگفت خود عمو سعید انتخابش کرده.حالا هر وقت میبینیش میگی تسید...

اینم کلکسیون کیتی....

اینم اسمته که به شکل میوه طراحی شده.
اینم مسواکته.وقتی یک ماهه بودی خاله مهسا واست خرید.
کلی خندیدم به خاله که رادینو حالا کو تا مسواکککککککککککک.
اما خیلی زود میگذره.
تو عاشق مسواکی .تا اینو دیدی دیگه همش تو دهنت بود.

اینم اون کلاهی که قرار بود مامی برات ببافه.
دو روزه واست بافتش.
دستش درد نکنه.


داشتنت حس غریبی است که آرزومندم تمام زنان سرزمین به غربتش قریب بمانند و آن را با همه وجود خود احساس نمایند، ارج می نهم لحظه های داشتنت راقدر دقایقی که تو نازنین تنها و تنها و تنها از آن منی را می دانم و می کوشم تمام حرف های نگفته را این روزها که گوشت به لبان مادر نزدیک است عاشقانه زمزمه نمایم .
خدایا کمکم کن به بزرگیت قسم
به درگاهی پناه آوردهام كز در نمیراند
كه هركس را كه درماندهست سوی خویش میخواند
اگر گم كردهام در این همه بیراهه راهم را
تویی كه میبری سوی سپیدیها نگاهم را
صدایم میكنی وقتی صدایم غیرِ آهی نیست
خطابخشی، به اشك و توبه میبخشی گناهم را
خداوندا، خداوندا قرارش باش و یارش باش
جهان تاریكی محض است، میترسم كنارش باش.


30آبان - اثاث کشی
