رادین جون رادین جون، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

♥ رادین♥جوانمرد کوچولو♥

6آذر

1391/9/8 18:10
نویسنده : رضوان
408 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فندق من

پسرم ما روز عاشورا ساعت حدود 5 راه افتادیم به سمت تهران.niniweblog.com

تو هم که ما نذاشته بودیم ظهر بخوابی تا وارد ماشین شدیم خوابیدی....niniweblog.com

خدا را شکر چون جاده فوق العاده شلوغ بود.

چند تا تصادف هم شده بود که ما نیم ساعتی تو ترافیک موندیم.نه راه پس داشتیم و نه پیش...

ماشینها از تو خاکی میزدن و میرفتن جلو ،همه عصبی بودن هوا هم که بارونی و مه گرفته بود.

فقط خدا را شکر میکردم که تو خوابی ،وگرنه واویلا بود.

وقتی وارد جاده ساوه شدیم یکم اوضاع بهتر شد و تو ساعت 8 بیدار شدی و تا به خودت اومدی و چند تا از فیلمهاتو از تو دوربین دیدی و یکم واسه خودت ذوق کردی رسیدیم.

الانم ساعت 11:40 صبحه و تو هنوز خوابی دیشب از ساعت 12 بردمت تو رختخواب اما تا 2 خوابت نبرد.

اما عشقت به ماشین و سویی ما را دیوونه کرده...

تا بابا از سرکار میاد سریع سوییچ برمیداری و میگی ماشین.آخه چند بار بابا تو رو برده تو پارکینگ و سوار ماشینت کرده و تو نیم ساعتی با فرمان و دنده و ...niniweblog.comبازی کردی و بابا هم با لپ تابش مشغول یوده.حالا دیگه عادت کردی و توقع داری بابا هر دفعه از سرکار اومد همین کارو بکنه.

تو راه که داشتیم میرفتیم اراک واسه اینکه هی سویی سویی نکنی .شعر جوجه طلایی را برات خوندیم.یکبار من میخوندیم و تو واسه دفعه دوم میگفتی بابا بیخون...و یکبار هم بابا میخوند.

حالا یکسره میگی جوجه طیایی و.. ساکت میشی تا من بقیشو بخونم.دوباره میگی داب داب ابابی و ساکت میشی تا من....دوباره تبلد تبلد  و بازم همون کار..

گلم تو داری مامان را امتحان میکنی و باهاش تمرین میکنی تا شعرهاشو درست حفظ بشه؟دنیا برعکس شده والا...

وقتی توپو یا ماشینت جاییه که در دسترست نیستniniweblog.com...خودت نمیری بیارش میگی مامان...

به به چشمم روشن..دنیا بازم برعکس شده....

جدیدا هم  وقتی خودتو لوس میکنی و ازت سوالی میپرسیم جوابش فقط نومنه ا.خودمونم نمیدونیم یعنی چی؟؟؟؟

از دیروز یاد گرفتی وقتی صدات میکنیم ررررررررراااااااادددیییین....تو میگی:بببببییییییهههههههه

چه عجب پسرم بله هم گفتی.چون جواب تموم سوالات ما نه بود.البته الانم جز این مورد بازم جوابها نه ا...

niniweblog.com

بابا ازت میپرسه:رادین مامان دوست داری؟

رادین:نه niniweblog.com

بابا:ذوق مرگ میشه.niniweblog.com

 

مامان:niniweblog.com

 

اینم شانس ما ا. niniweblog.com

مامان:رادین بابا دوست داری؟

بابا در گوش رادین،بگو بلهniniweblog.com

 

رادین :بیه...niniweblog.com

niniweblog.com

اونقدر ماشین تکون میخورد که همه عکسها محو افتادن.

اینجام وقتیه که بیدار شدی و در حال شیطنت..

کلاهشو ببین از بس شیطونی کردی کلا کج شده....

اینم رادین جوجه ما ا...

ماشین رادین

پسرم ،رادینم:

یک نفر در هـمین نزدیکــی ها
چــیزی به وسعت یک زنــدگی برایت جا گذاشته است
خیالـــت راحت باشد
آرام چشمهایت را ببــند...

یکنفر برای همه نگرانـــــی هایت بیــدار است
یکنفر که از همه زیبایی های دنیــا
تـنهـا تـــو را بـــــاور دارد..

niniweblog.com  niniweblog.com niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (6)

خاله مرمر
7 آذر 91 16:05
رادین جون ماشینتو به منم غرض میدی باهاش یه دور بزنم
کاکل زری یا ناز پری
7 آذر 91 16:07
رسیدن بخیییییییییر وای من از ترافیک متنفرم به خاطر همین یه روز دیر تر راه افتادیم. قوربون شعر خوندنت برمممممممممممم مننننننننن
مرجان مامان آران
7 آذر 91 16:18
به به چه ماشینییییییی چه پسریییییییی چه عسلیی
مامی
7 آذر 91 18:24
مهسا
8 آذر 91 20:25
قربون nomene گفتنت که معلوم نیست از کجات درآوردیشششش
راحله
8 آذر 91 21:23
جووووووونم رادین عزیزم چه جوجه خوشکلی شدیااااااااااااااقربون تو بشم من تا حالا یه بار نشده بیام اینجا و ذوق مرگ نشم!!!! از بس که با نمکی تو عزیزم


ممنون خاله راحله .شما لطف دارید