رادین جون رادین جون، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

♥ رادین♥جوانمرد کوچولو♥

6 و 7 فروردین

1392/1/8 12:47
نویسنده : رضوان
369 بازدید
اشتراک گذاری

سلام شازده مامان Hallo1.jpg

عزیزم روز ٦ فروردین که با خانواده خاله شمسی رفتیم پارک شهرصنعتی و ناهار را اونجا خوردیم تو هم کلی توپ بازی کردی.

آخرشم تو بغل دایی سپهر خوابت برد اما بابا که خواست تو رو بگیره بیدار شدی و برگشتیم خونه و بالاخره ساعت ٥ تا ٧ خوابیدی.

ساعت حدود ٨ هم رفتیم عیدی خاله فرزانه که مونا جون هم اونجا بودند و کلی از تو استقبال گرم شد.

همه ذوق تو رو میکردند. فدات شم عسلم

روز ٧ فروردین هم بابا با عمو مسعود تماس گرفت که ما حدود ٩ و نیم شب میایم خونتون.

خلاصههههه رفتیم و دیدیم بلههههههههه حسابی خونشون پر از مهمونه...خاله فرزانه بابا و خاله اکرم بابا همراه بچه ها و دامادهاشون...و صد البته عمو مهدی و زن عمو مرضیه جنابعالی...عمو مهدیت طبق معمول تا منو دید روشو کرد اونطر ف تا باهام سلام علیک نکنه و بلند داد زد مرضیه بریم...

خداییش دلم میخواست با دو تا دستام خفش کنم...نمیدونم چشه که از دو سال پیش تا حالا تا من و بابا را میبینه انگار دشمن جونیشو دیده...هر چی هم به بقیه میگیم بابا ازش بپرسید ببینید چرا اینطوری میکنه همه ازش میترسن...

خلاصه هر دفعه همین کارو میکنه..حتی شبی که خونه مادر بزرگت به سفارش اطرافیان اونا رو همراه عمو مسعود اینا پاگشا کردم.فقط واسه شام آمد پیش ما وگرنه تو اتاق بود و پای کامپیوتر....

اما ایندفعه خیلیییییییییییییی ناراحت شدم...فکر کنم دیگه ظرفیتم از این بی احترامیهای اون ،تکمیل شده و حسابی داغ کردمممممممم.

خدا همه رو شفا بده ان شاا...

خدا را شکر رفتند و گذاشتند ما یک نفس راحت بکشیم.

نیم ساعت بعد هم دایی علی بابا و خانوادشون اومدند و کلی صحبت کردیم و خوش گذشت...

تو هم با عمو مسعود و مارال دختر دایی بابا کلی بازی کردی.

تا ساعت ١ موندیم و برگشتیم.

 22.gif

پارک شهرصنعتی رادین میخواد با دایی سپهر بدمینتون بازی کنه.

اینجا هم میخواستی چهار پایه را باز کنی و بشینی روش

اینجا هم شاهزاده شدی و با چهار پایه رفتی بغل دایی سپهر

رادین و مار محیا جون ،به مناسبت سال ماررررررررررررررررررررر

به هوای ماشینه یک لحظه نشستی و عکس انداختی وگرنه مکافاتی بود برای عکس انداختن تو با ماررر.24.gif

رادین و عمو مسعود و مارال....

رادین و دایی علی ِ بابا....

عیدی محیا جون و عمو مسعود به رادین...

محیا جون خودش درست کرده...پسرم زن عموی هنرمندی داری هاااااا

ممنون محیا جونماچ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (7)

مامان امیررضا
8 فروردین 92 13:44
سلام عزیزم خوبی؟سال نو مبارک ماشالا گل پسری چقد عکس گرفته من نبودم ببینم. عشق من اون عکسات که با مار و پله گرفتی قشنگن. دوستت دارم. کادو هات هم مبارکت باشه عزیز دلم
مهسا
8 فروردین 92 14:45
خاله میگفتی محیا جون من که دخمر نیستم ازینا بزنم به دستم
مامان کورش
8 فروردین 92 18:52
سلام عزیزم سال نو بهت تبریک میگم امدوارم سال خوبی در کنار خانواده داشته باشی تولدت هم مبارک ایشالله 120 ساله بشی
یه نی نی توو خواب و رویا
8 فروردین 92 21:12
خوش بگذره رادین جون به شما و مامان وبابایی
پریسا
9 فروردین 92 0:51
salam rezvan jan in webloge mane linket kardam
مهسا
15 فروردین 92 2:17
شخصیت خودشو نشون داده دیگه. من که میبینمش اینجوری میشم
متین من
20 فروردین 92 1:07
چه عیدی قشنگی گرفتی چه مارقشنگی داری وای اصلا چه پسرقشنگی این بوووووس ها هم تقدیم به تو ازراه دور