27 تیر---سفر شمال
سلام گلم
امشب یهویی با دوست بابا و خانمش عازم سفر به چالوس شدیم...
فکر میکردیم که شب بریم تا کرج اونجا چند ساعت استراحت کنیم بعد راه بیافتیم...
اما خب برنامه ریزیمون خوب نبود...
بجای 8 ساعت ..14 ساعت تو راه بودیم
چون 4 ساعت کرج خوابیدیم...
البته من که...همه جز من....من همینطوری تو رختخواب خوابم نمیبره...اونوقت تو چادر وسط یه پارک....
خلاصه خیلی بهم سخت گذشت...
اما خب ساعت یک ظهر رسیدیم چالوس...
گرمااای هوا خیلی زیاد بود...
به محض رسیدن و گرفتن ویلا...
رفتیم اب تنی...
تو و بابا حسااابی شنا کردید...
تو هم حسااابی ذوق میکردی....


فردا اونروزم رفتیم ابشار چلندر نزدیک نوشهر...
اونجام خیلی قشنگ و باصفا بود...


و روزهای بعدم تو و بابا از هر فرصتی استفاده میکردید و خودتونو به دریامیرسوندید...
البته منم کلی شنا کردم...


عاشق این عکسم

سه شب اونجا بودیم و پنجشنبه ظهر بسمت اراک راه افتادیم...
این عکسم وسط جاده است ...

خدا را شکر سفر خوبی بود...


27 تیر---سفر شمال 
