نهم تیر...ی روز خوب
سلام گلم
امروز صبح زود بابات با دوستش رفتن تهران نمایشگاه شیر الات...
ما هم ناهار رفتیم خونه خاله مهسا بصرف ماکارونی که تو عاشقشی![]()
![]()
عصرم با خاله شمسی و خاله مهسا رفتیم مستولند
بستنی با ماست و بدون شکر و ثعلب...
خوشمزه بود ...اما کالریش خیلی کم بودو اصلا سیر نشدیم![]()
![]()
![]()
واسه همین بعد اونجا رفتیم بستنی شاد و تو ی قیفی نصفه نیمه خوردی![]()
![]()
بعد خاله شمسی ما رو تا سر گردو رسوند..ما هم پیاده راه افتادیم تا رسیدیم به طلافلی....که خیلی فلافلاش خوشمزه است...خلاصه مهمون مامی ساندویچی هم خوردیم و بالاخره رسیدیم خونه...![]()
![]()
![]()
![]()
بابا هم حدود یازده و نیم شب رسید![]()
![]()








دیروزم با هم رفتیم پیش عمو آرایشگر و ایندفعه موهاتو مدل دار زدی و تازه رو سرت خطم انداخت
پریروز عصرم با خاله مهسا اینا ی سر رفتیم خونه خاله شمسی و زود برگشتیم![]()
![]()
![]()
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


نهم تیر...ی روز خوب 
