22 بهمن-این چند روز
سلام جیگرم پسرم جمعه 20 ام من و مهسا جون رفتیم خرید و برای عید تو هم کفش و سه تیکه پیرهن و شلوار و ژیله زرد و طوسی خریدم....خیلی خوشگل هستند.ان شاا... عید که باهاشون عکس انداختی میذارم تو وبلاگت... مبارکت باشه...کلی با خاله مهسا گشتیم تا بالاخره تونستیم اونی که میخوایم را پیدا کنیم. کفشت روس انگری برده وای نمی دونی با دیدنشون چقدرررررررررررررررررررر ذوق کردی همش میگفتی اندی بِد...لباساتم که تنت کرده بودی و درشون نمیاوردی... شنبه هم عمه و خانواده دختر عمه ،عمو سعید اومدند تهران خونه خاله مهسا،ما هم شام خونشون دعوت بودیم و تو کلی با بهراد که 6 ساله بود بازی کردی...تا ما تو را تشویق میکردیم سریع بهراد ناراحت می...








