5شهریور
سلام جیگر طلا گلم جمعه صبح رفتیم خونه فروغ جون اینا و تو کلی خوشحال شدی وقتی پانته آ را دیدی... واییی تا رسیدیم یادم افتاد پستونکاتو نیاوردمممم.عمو مصطفی گفت میرم از داروخانه شبانه روزی میگیرم آخه بابا دانشگاه بود.اما بهو دیدم دو تا پستونک تو کیف لوازمت جا سازی کرده بودم هوررااااااااااااا عصر بعد از فوتبال هم با بابا رفتیم پارک نزدیک خونه خاله اینا و تو کلیییییییییی بازی کردی. شنبه هم من ومامانی رفتیم دکتر و تو موندی پیش پانته آ ،اونوموقع که مارفتیم هنوز از خواب بیدار نشده بودی.بعد با تلفن حال و احوالی از پانی می پرسیدم که طفلی پانی را دیوونه کردی میگفت هرکاری میکنم چیزی نمیخوره.چکار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم گفتم...










