رادین جون رادین جون، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 3 روز سن داره

♥ رادین♥جوانمرد کوچولو♥

شب یلدا و هندوانه شیرین زبونششش

1391/10/2 18:44
نویسنده : رضوان
1,175 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عسلم

ما شب یلدا یک هندونه شیرین زبون و جیگری داشتیم...

هممون دلمون ضعف میرفت تا یک کوچولو بخوریمش....

امااااااااااا

.

.

.

.

تا بهش نزدیک میشدیم ،با قیافه حق به جانبی میگفت....

اَذ یَت نَنُن......

اگه گفتید اسم این هندونه شیطونِ شیرین زبون چیه؟؟؟؟؟

؟

؟

؟

بلههههههههه کی میتونه باشه به غیر از رادین جیگر طلااااااا

اینم عکسش

я тебя люблю   я тебя люблю   я тебя люблю   я тебя люблю

دیروز، ساعت 6 دایی سهند اومد دیدنت...

کلی باهات بازی کرد و تو یکسره دایی دایی میکردی...

بعد که رفت تو کلی غر میزدی که دایی دووو؟؟؟

و دنبال دایی میگشتی هر چی هم که بهت میگفتیم دایی رفته خونشون،مگه باور میکردی...

تا اینکه ساعت 7:30 بابا از تهران رسید و تو دیگه داشتی از خوشحال پر در میاوردی....

ساعت 8 رفتیم بیرون و قرار بود خاله مهسا و عمو سعید هم مستقیم بیان پیتزا امیرخان...

خاله مهسا و عمو سعید هم به مناسبت تولد مامی (البته با 20 روز تاخیر ) کیک هندوانه ای خوشگلی گرفته بودند....

شام همه مهمون ما بودند و خلاصه خوش گذشت...

بعدش اومدیم خونه و چند تا عکس انداختیم و خاله اکی اینا اومدند خونه مامانجون ...

ما هم رفتیم بالا و تو طبق معمول از عمو عبدالرضا میترسیدی و اصلا پیشش نمیرفتی...

اونجا هم کلی نانای کردی و بالاخره شب ساعت 2 خوابیدی.

اول دی-

واماااااااااااا دنیا هنوز تموم نشده!!!! آخه چندسالی میشه که شایعه شده بود ٢١دسامبر ٢٠١٢ دنیا تموم میشه!!!!http://alham.persiangig.com/image/water%20melon/14.gif

 

 همه همه جا درموردش حرف میزدن  بعضی ها میگن ١خورشید گرفتگی سه روزه  داریم اما تا این لحظه که هنوز هیچ اتفاقی نیوفتاده و ..ما همچنان به زندگیمون ادامه میدیم .

 

این پاپوشها که پاهات کردی را مامی جون برات بافته مدل هندوانه ای اونم در آخرین لحظات قبل از شب یلدا...دستشون درد نکنه...

بعدا نوشت:

رادینم تا تو  عکس کیک را از تو وبلاگت دیدی سریع گفتی دِ یت....دِیت...

امروز عصر برگشتیم تهران بازم بدون مامی...

و تو تا وارد اتاقت شدی با ذوق در و دیوار اتاقت را دیدی و گفتی : اَ شَ نِّ (قشنگه)

 

دونه ی انار من:

 و پاییز ثانیه ثانیه میگذرد

یادت نرود

اینجا کسی هست که به اندازه تمام برگهای رقصان پاییز برایت آرزوهای زیبا دارد

هزار بوسه و زمزمه عاشقانه را نثارت میکنم تا

شب ایرانی فرارسد.

هندوانه رویایت شیرین...انار موفقیت هایت پر دانه...پسته خاطراتت خندان...

قصه زندگیت خوش و عمرت چون اولین شب زمستانی بلند

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (12)

پرهام
1 دی 91 12:02
خدا براتون حفظش کنه
خاله مرمر
1 دی 91 14:52
به به عجب هندونه شیرینی. کیف که دستم بهش نمیرسه
مامان یسنا
1 دی 91 22:14
سلام یلداتون مبارک... چه هندونه خوشمزه ای. منم دلم خواست رادین جون....این دفعه هم نشد که ببینمت گل من، اصفهان هستم آخه
مامان یسنا
1 دی 91 22:17
یلدات مبارک.... چه هندونه شیرینی به به شیرین تر از اون خودتی که بالا سر هندونه نشستی و نمیذاری کسی بخوره.
نگاری
2 دی 91 1:12
سلام یلداتون مبارک و چه گل پسر نازیه با اون لباس هندونه ایش
راحله
2 دی 91 11:03
به به عجب هندوانه شیرین و خوشمزه ای!!!!چه خانواده خوشبختی شاد باشین همیشه و یلداتون هم مبارک
کاکل زری یا ناز پری
2 دی 91 20:03
رضوان جون یلدایی که گذشت مبارک چه خوب شد عکس گذاشتی حالا دیگه روی ماهتو دیدم بعدشم چه پاپوش خوشکلی مامانی بافیده دستشون درد نکنه


ممنون گلم
بابای ارشیا
3 دی 91 17:52
رادین جان تعارف نکن خونه خودته بفرما : هندونه ؛ تخمه و ... تازه اونطور که خوندم مامان خانمی حسابی از شایعات زهره ترک شده و چیزی از گلوش پایین نمیره بخور تعارف نکن . البته کدوهه را نخور بگو بزارن تو تنور اونوقت ای چه مزه ای میده واسه صبحونه
مامان نادیا و نلیا
4 دی 91 12:05
امیدوارم که شب چله خوبی رو گذرونده باشین...چلتون خجسته... رادین چه بانمک و ناز شده پیش ما هم بیاین
مرجان مامان آران
4 دی 91 14:14
یلداتون با تاخیر مبارکککککککککککککککک
فاطمه مامان امیرعلی
5 دی 91 14:17
وای چقدر این لباس هندونه ای بهش میااااد. چه کیک خوشگلی...لحظاتتون همیشه یلدایی.
مریم مامان ارمیا
9 دی 91 20:40
یلداتون با خیلی تاخیر مبارک