2 دی-ایزان
سلام جوجه من![]()
الان تو در حال بازی کردن با ماشینتی..منظورم همون کامیون بزرگته و اصرار داری منم سوارش بشم...![]()
صدام میکنی:
ایزی ایزی ..ایزان بیا....(رضی رضی رضوان)
بلهههه دیگه منم گاهی اوقات از رضوان تبدیل میشم به ایزان....
قربونت برم که امروز ازم آب خواستی منم تو شیشت آب ریختم و دادم دستت که تو گفتی میسی
تا منو اذیت میکنی و یکم لحن صدام عوض میشه میگی مامان بی بَ شید...![]()
امروز اصرار داشتی باید توتو بازی کنی(منظورت انگری برد بود) منم بازی میکردم و تو ذوق میکردی.وقتی من نمیتونستم تمام پرنده ها را بزنم ناخود آگاه میگفتم اَه..و تو هر دفعه میگفتی مامان بی بَشیدددد...![]()
به خدا عاشقتم

دیروز که داشتیم از اراک برمیگشتیم واسه اینکه تو ماشین حوصلت سر نره تمرین شعر و سرود میکردیم..ایندفعه :
دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده را تمرین کردیم و تو خیلی ازش استقبال کردی..

تو راه هم حسابی هوا مه آلود بود و یک نیم ساعتی تو مه غلیظ بودیم و تو تا مه را دیدی با تعجب گفتی این دی اِ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟









بازی امروز من و رادین:
رادین :مامی دو؟
مامان:نیس د د
رادین :مَسا دو؟؟
مامان:نیست د د
رادین :مامان دو؟؟
مامان:نیست د د
رادین:با اشاره به من ای ناشششش
رادین:دادین دو؟؟؟
رادین:اشاره به خودش ای ناششش








گلکم این جلیقه ای که تنت کردی را عمو سعید وقتی تقریبا یک ماهت بود واست خرید...دستش درد نکنه...

رادین در حال چیدن پازلش ![]()

رادین پا تو کفش من کرده!!!!!!!!!!!!!!
نمیدونم چرا اینقدر به کفش من علاقه داری تا ازت غافل میشم سریع از توی جاکفشی برش میداری و پات میکنی....![]()



2 دی-ایزان
