2 مهر--- پسر 30 ماهه من
سلام عسل من امروز یهو هوس کردم یه کیک خوشمزه درست کنم به مناسبت 30 ماهگی تو عسلم...و دو نفری جشن کوچکی بگیریم.... تو همین فکر ها بودم که خاله مهسا زنگ زد و گفت الان دارم میام خونتون سر راه هم میرم سراغ مامان... خلاصه که جشنمون با وجود مامی و مهسا جون از کوچکی دراومد و حسابی خوش گذشت... راستی کیکم هم بدون پودر کیک درست کردم هاااا... پسر 30 ماهه من چند روزی میشه که دیگه میتونه حرف ---ق--- را تلفظ کنه و دیگه سعی میکنه به قرمز نگه گِمِز و.... پسر 30 ماهه من دیگه به همسایه نمیگه خمسایه...البته گاهی اوقات.... پسر 30 ماهه من در مورد لباسهای خودش اظهارنظر میکنه....









