8مهر
سلام عسلی بعد از واکسنت تا دو روز بداخلاق بودی و از پا درد به خودت میپیچیدی.اما جالبه به جز یکبار که سریع تبت پایین اومد .تب نکردی. شبها تو کلا اتاق گردی میکنی تو خواب و هر جای خطرناکی مثل لبه لیوارها ،کنار در کمد و اتاق و هرجایی که فکرشو بکنی را من بالش میذارم تا خدا نکرده اوف نشی.اما نفسم شب اول و دوم بعد واکسنت از جات تکون نخوردی،همونطوی طاق باز که خوابیده بودی حتی رو شانه هات هم نچرخیدی.فدات شم که اینقدر پات درد میکرد. خلاصه دیروز عصر با مامی رفتیم خونه دوست دوران دانشجویی من به اسم بهاره جون، قبلا تو هر خانومی که اسمشو نمیدونستی مامان صدا میکردی،اما خدا را شکر یادت رفته و دیروز بهاره جون و خواهرش را نی نی صدا ...







