رادین جون رادین جون، تا این لحظه: 15 سال و 7 ماه و 2 روز سن داره

♥ رادین♥جوانمرد کوچولو♥

27 خرداد-پسر بی همتای من

                            اولین بار که ضربان قلبت را شنیدم و تو را دیدم، به قدری کوچک بودی که نمیتوانستم تشخیصت دهم، حس تازه ای در قلبم متولد شد که تو باعثش بودی... اولین حرکاتت را که حس کردم، زیباترین جلوه هستی درونم متولد شد و من بیتاب تو شدم... اولین بار که صدای گریه ات به گوشم خورد، یگانه ترین آوای هستی در گوشم متولد شد و من با تمام وجود خدا را شکر کردم... اولین بار که در آغوشت گرفتم، گویی خودم نیز متولد شده بودم در لباسی جدید، لباس مادر... تو خالق اولین های تکرار نشدنی زندگی من هستی،...
27 خرداد 1393

24 خرداد- روزهای پیش در اراک

سلام نفسم عشقم ما روز 6 خرداد با بابا رفتیم اراک... قرار بود بابا 13 ام بیاد اراک و 15 ام برگردیم... اما واسه بابا کاری پیش اومد و گفت نمیتونم بیام دنبالتون تا 22ام...من اول تصمیم گرفتم که با اتوبوس برگردم..اما از اونجایی که بابا وقتی خودش تنها میره ماشینو میذاره اراکو با اتوبوس میره...اگه ما هم برمیگشتیم...بازم بابا ناچار بود بخاطر ماشین هم که شده برگرده...خلاصه که موندیم... اولین عکس در اراک... روز 8 خرداد عروسی پسر خاله بابا بود... اما از اونجایی که تو خواب ظهرتو با هر ترفندی که ما ریختیم نخوابیدی... ساعت 12 که تازه مراسم شروع شده بود بغل بابا خوابت بر...
24 خرداد 1393

5 خرداد- رادین ما

پسر گلم سلام بذار از اون هفته تعریف کنم... 2 خرداد که جمعه بود... خاله میترا دوست دوران دانشجویی من..که حدود یکسال بود همو ندیده بودیم...ناهار دعوتمون کرد خونشون... خلاصه که رفتیم... امیرحسین پسر میترا جون امسال میره کلاس سوم... یعنی کلا سنهاتون بهم نمیخورد... تو تا وارد خونه خاله میترا شدی..مستقیم رفتی اتاق امیر حسین و همش دنبال ماشین میگشتی... امیرحسینم که زیاد به ماشین و ماشین بازی علاقه ای نداشت و به عبارتی اونو بچه بازی میدید...رو تختش نشسته بود و تو رو نگام میکرد... تو البته با اجازه کشوی تخت امیر حسینو باز کردی و هر چی ماشین داخلش بود را پخش...
5 خرداد 1393

1 خرداد-رادین و موتوراش

سلام نفسم همیشه از ماشین سواری و ماشین بازی تو گفتم... ایندفعه نوبت موتور سواریته... البته فقط چون عمو معین موتور داره...هر موقع تو خیابون جایی موتور میدیدی...میگفتی مووووتتتتور موویین...(و  و ت با تشدید فراوون تلفظ میشود) این مسئله ادامه داشت تا من این موتور پلیسو چند وقت پیش برات خریدم...    تا اینکه یکروز اومدی پیشمو گفتی فرمون موتورم شکست...بله کل فرمون موتورتو ازتوی موتورت بیرون کشیده بودی...و با ذوق گفتی عیبی نداره اینجوری باهاش بازی میکنم ... بله متوجه شدم که ناخودآگاه نبوده این قضیه و قصد و غرضی در کار بوده به دهن رادین توجه ش...
1 خرداد 1393

27 اردیبهشت-دُدُس و نُ نُ س و گُ گُ س

سلام رادینم گلم چند وقتیه که تو سه تا دوست خیالی داری.. به نامهای دُدُس و نُ نُ س و گُ گُ س البته گُ گُ س نقش کم رنگتری نسبت به دوتای دیگه داره... و فقط گاهی اوقات اسمش آورده میشه... بله اوایل فقط دُدُس بود که گاهی جلوی بقیه مثلا میگفتی دُدُس میاد الان و... بقیه فکر میکردن میگی داداش...و کلی سر به سر من میذاشتن که رادین داداش میخواد...و من تا حد جنون از دستشون عصبانی میشدم... اما خدا را شکر چند وقت بعدش هر کی بهت میگفت رادین میگی داداش؟؟ تو با قیافه حق به جانبی میگفتی دُدُس نه داداش .... و من کلی خرسند میشدم از جواب جنابعالی... ...
27 ارديبهشت 1393

روزتون مبارک...مردای زندگی من...

سلام مرد کوشولوی من پسرم روزت مبارک انشاا... پدر شدنتو ببینم... گل من امسال سه شنبه روز پدر بود... من و تو هم تصمیم گرفتیم کادو برای بابا صندل و کیف پول بخریم... خلاصه که یکشنبه با مامی رفتیم خرید و هدایا را گرفتیم و کاغذ کادو هم گرفتم تا کادوش کنم... منتها بابا رسید و وقت نکردم... قرار بود فردا شبش کادو را به بابا بدیم... خلاصه که بعد از شام یکهو بابا بی مقدمه گفت میخوام روز پدری برای خودم کیف پول بخرم... منو میگی...کلی تعجب کردم... و البته کلی ذوقیدم که چیزی خریدیم که خود بابا هم تصمیم به خریدش داشته... اما خب برنامه عوض شد...تصمیم گرفتم کادوی ب...
24 ارديبهشت 1393

23 اردیبهشت-پ مثل پناه،پ مثل پدر

پ مثل پناه،پ مثل پدر،همانکه نبودنش مرگ غرورمان را رقم زده و جای خالی اش، اندوه بار، بر سرمان فریاد میکشد! کاش بود. کاش ما هم پدر داشتیم،تا بجای خیرات هدیه می خریدیم و بجای روزت مبارک نمی گفتیم روحت شاد پدرم امسال هم روز پدر آمد بدون تو   سالهاست لبخندت،آغوشت و مهرت را نداریم....   روزت مبارک تو را من! ياد ميدارم... "همه هنگام"
نه چون نيما كه ميگويد: شباهنگام... ای عزیز سفر کرده , روحت متعالی , بهشت جایگاهت , روزت رسید پدرم در حالیکه خودت نیستی به یاد پدران ازدست رفته مان روحشان شاد.. پدرم , م...
22 ارديبهشت 1393