12 آبان-تاسوعا و یه رادین بیحال :(
سلام نفسم الهی مامان فدات بشه که امروز دقیقا دو هفته است که تو مریضی... دو هفته پیش که دوستای من اومدن خونمون...با اینکه هوا بارونی و نسبتا سرد بود ...اما مثل اینکه خیلی گرمشون بود...تا رسیدن خونمون اول گفتن بخاری هارا خاموش کنین... دوباره گفتن نه هنوز گرمه پنجره را باز کنین...خلاصه که پنجره باز شد و با وجود باز شدن پنجره بازم مانیا کوچولوی 4 ماهه موهاش خیس عرق بود...نمیدونم طفلی بچه چش بود... خلاصه تا از خونمون رفتن..به نیم ساعت نکشید که من یکهو به انفلو آنزای شدیدی مبتلا شدم... یعنی وحشتناک هااا...گلاب به روت کلی بالا اوردم و تو تب سوختم... با وجود مراقبتهای شدید من،بازم تو ویروسو از...












